ترجمه "caregiver" به فارسی
پرستار, مراقب بهداشتی بهترین ترجمه های "caregiver" به فارسی هستند.
caregiver
noun
دستور زبان
Alternative spelling of care-giver. [..]
-
پرستار
nouna severely disabled child who died through caregiver neglect.
کودکی به شدت معلول که به علت غفلت پرستار درگذشت.
-
مراقب بهداشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caregiver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن