ترجمه "catches" به فارسی
بازدهها, گرفتن بهترین ترجمه های "catches" به فارسی هستند.
catches
verb
noun
Plural form of catch. [..]
-
بازدهها
-
گرفتن
verbTo catch the bull, grab its horns.
برای گرفتن گاو، شاخهایش را بگیرید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catches " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "catches" با ترجمه به فارسی
-
خفتن · خواب رفتن · خوابیدن · در بستر رفتن
-
ترکیب صید
-
(امریکا- بازی بیس بال و غیره) توپ را با دستکش ویژه گرفتن · (در مورد آتش و زغال) گرفتن · (عامیانه) رادیو و تلویزیون و غیره را گرفتن · (هرچیزی که بگیرد و نگه دارد) چفت · (پاس) گرفتن 2 · آدم مناسب برای ازدواج 5 · اغفال کردن · اغوا کردن · بخش 6 · بریدگی یا شکست صدا هنگام حرف زدن (در اثر احساسات) 7 · به سوی خود کشیدن · تله انداز · توقیف · جالب · جذاب 0 · جلب کردن · در تله افتادن یا انداختن · در خود داشتن · درحین ارتکاب گرفتن · درک کردن · دستگیر کردن · دل کسی را بردن · ربایش · زرفین · سرایت کردن · شخص یا چیز گرفته شده 4 · شرط سری 8 · شرط نیرنگ آمیز · شكار · صید، شکرد، شکردن · ضبط، ثبت · فریب خوردن · فریفتن · قطعه · مسحور کردن 0 · مشروط به شروط سری 9 · مفتون کردن · مچ کسی را باز کردن · ناگهان خوردن به · نیرنگ آمیز · واگرفتن · وهنگ 3 · پاره · کچر بودن · گرفتن · گول زدن · گیر · گیر انداختن یا افتادن · گیرانداز · گیراندن 1 · گیرشگاه · گیره
-
محبوب شدن، مد شدن، مورد اقبال قرار گرفتن
-
برتری جویانه · وابسته به رسیدن و سبقت گرفتن
-
(امریکا) وضع بغرنج · معمای پر دردسر
-
(پلیس، قانون،عدالت) کسی را به کیفر رساندن، مدتها بعد مجازات یا دستگیر کردن کسی- (مسئله،اشکال،نقص)پس از مدتها سرباز زدن و رخ دادن، عود کردن چیزی بر کسی، یک گرفتاری به سروقت کسی آمدن · رسیدن
-
به کارهای معوقه رسیدگی کردن، به امورات عقب مانده پرداختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن