ترجمه "catchment" به فارسی

آب انبار, آب تله, آب درون آب انبار بهترین ترجمه های "catchment" به فارسی هستند.

catchment adjective noun دستور زبان

Any structure or land feature which catches and holds water. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آب انبار

  • آب تله

  • آب درون آب انبار

  • ترجمه های کمتر

    • آبگیر (انباری که آب های گرد آوری شده در آن نگهداری می شود)
    • آبگیر (بارانگیر)
    • گرد آوری آب باران (از راه جوب کشی و گنداب راه سازی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " catchment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "catchment" با ترجمه به فارسی

  • آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
  • (در موردخدمات بهداشتی و دولتی و غیره) ناحیه ی تحت پوشش · آبگیر (ناحیه ای که آب های آن به یک رودخانه یا دریاچه وغیره می ریزد) (catchment basin هم می گویند) · پهنه ی آبریز
  • آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
اضافه کردن

ترجمه های "catchment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه