ترجمه "catching" به فارسی
جذاب, مسری, واگير بهترین ترجمه های "catching" به فارسی هستند.
catching
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of catch. [..]
-
جذاب
adjective -
مسری
adjectiveand left in a hurry, as if the condition might be catching.
و بعد به سرعت خارج شد. انگار لال بودن مسری است.
-
واگير
Having a disease that can be easily passed on to others.
-
ترجمه های کمتر
- واگیر
- دیدبانی
- ساری
- گیرا
- سرایت کننده
- قابل ارتباط
- واگیر دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " catching " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "catching" با ترجمه به فارسی
-
گرفتن
-
خفتن · خواب رفتن · خوابیدن · در بستر رفتن
-
ترکیب صید
-
(امریکا- بازی بیس بال و غیره) توپ را با دستکش ویژه گرفتن · (در مورد آتش و زغال) گرفتن · (عامیانه) رادیو و تلویزیون و غیره را گرفتن · (هرچیزی که بگیرد و نگه دارد) چفت · (پاس) گرفتن 2 · آدم مناسب برای ازدواج 5 · اغفال کردن · اغوا کردن · بخش 6 · بریدگی یا شکست صدا هنگام حرف زدن (در اثر احساسات) 7 · به سوی خود کشیدن · تله انداز · توقیف · جالب · جذاب 0 · جلب کردن · در تله افتادن یا انداختن · در خود داشتن · درحین ارتکاب گرفتن · درک کردن · دستگیر کردن · دل کسی را بردن · ربایش · زرفین · سرایت کردن · شخص یا چیز گرفته شده 4 · شرط سری 8 · شرط نیرنگ آمیز · شكار · صید، شکرد، شکردن · ضبط، ثبت · فریب خوردن · فریفتن · قطعه · مسحور کردن 0 · مشروط به شروط سری 9 · مفتون کردن · مچ کسی را باز کردن · ناگهان خوردن به · نیرنگ آمیز · واگرفتن · وهنگ 3 · پاره · کچر بودن · گرفتن · گول زدن · گیر · گیر انداختن یا افتادن · گیرانداز · گیراندن 1 · گیرشگاه · گیره
-
محبوب شدن، مد شدن، مورد اقبال قرار گرفتن
-
برتری جویانه · وابسته به رسیدن و سبقت گرفتن
-
(امریکا) وضع بغرنج · معمای پر دردسر
-
(پلیس، قانون،عدالت) کسی را به کیفر رساندن، مدتها بعد مجازات یا دستگیر کردن کسی- (مسئله،اشکال،نقص)پس از مدتها سرباز زدن و رخ دادن، عود کردن چیزی بر کسی، یک گرفتاری به سروقت کسی آمدن · رسیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن