ترجمه "causeway" به فارسی

جاده, گذرگاه, راه بهترین ترجمه های "causeway" به فارسی هستند.

causeway verb noun دستور زبان

A road that is raised, as to be above water, marshland etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جاده

    noun

    Brody's dad drove his truck off the causeway.

    كاميون باباي برودي تو جاده چپ كرد

  • گذرگاه

    noun

    We just got an ID on the body from under the causeway.

    ما همين الان يه هويت براي جسد زير گذرگاه دريافت كرديم

  • راه

    noun

    Rousted a few local pickpockets and a couple of working girls from the causeway.

    يه چند تا جيب زن محلي و چند تا دختر فاحشه رو از سر راه برداشتم

  • ترجمه های کمتر

    • میانگذر
    • گریوه
    • (جاده ای که از زمین های اطراف آن بلندتر ساخته شده است) فراز راه
    • (مهجور) جاده ی سنگفرش یا آسفالته
    • دارای فراز راه کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " causeway " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "causeway" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه