ترجمه "celebrant" به فارسی

پیشنماز, بزمگر, (در مراسم مذهبی) برگزار کننده بهترین ترجمه های "celebrant" به فارسی هستند.

celebrant noun دستور زبان

A person who officiates at a religious ceremony, especially a marriage or the Eucharist. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشنماز

    the celebrant and his ministers retired to the sacristy to change their vestments,

    پیشنماز و دستیارانش به مخزن کلیسا رفتند تا جامه خود را تعویض کنند،

  • بزمگر

  • (در مراسم مذهبی) برگزار کننده

  • (در مورد جشن و بزرگداشت و غیره) شرکت کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " celebrant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "celebrant" با ترجمه به فارسی

  • برگزاری · برگزاری جشن · برگزاشت · بزرگداشت · بزم · تجلیل · جشن · جشن و سرور · شادیانه · عید
  • آدم مشهور · آدم نامدار · آوازه · اشتهار · ستاره · ستاره؛ سلبریتی · شهرت · معروفیت · نام · ناموری · نیکنامی
  • (رسما مراسمی را) برگزار کردن · (عامیانه) مهمانی و خوشگذرانی کردن · بزرگداشت کردن · بزرگداشتن · بزم گرفتن · جشن گرفتن · سور برپا کردن · شادمانی کردن
  • جشن گیرنده
  • سر زبان ها · مشهور · معروف · نام آور · نامدار · نامور
  • (فرانسه) محاکمه یا دعوی یا ماجرای مشهور
  • جشن ها
  • خود ستودن
اضافه کردن

ترجمه های "celebrant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه