ترجمه "celebration" به فارسی

جشن, تجلیل, بزم بهترین ترجمه های "celebration" به فارسی هستند.

celebration noun دستور زبان

The formal performance of a solemn rite, such as Christian sacrament [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جشن

    noun

    social gathering for entertainment and fun [..]

    To celebrate the joy of moving on, here we are a year later, saying'bye in style.

    براي جشن فراموشي همديگه ، بيا با گذشته خدافظي کنيم.

  • تجلیل

    noun

    We're gathered here to celebrate a cop who makes other cops proud.

    ما اینجاییم تا از پلیسی تجلیل کنیم که باعثِ افتخار سایر پلیس هاست

  • بزم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • برگزاری
    • بزرگداشت
    • عید
    • برگزاشت
    • شادیانه
    • برگزاری جشن
    • جشن و سرور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " celebration " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "celebration" با ترجمه به فارسی

  • آدم مشهور · آدم نامدار · آوازه · اشتهار · ستاره · ستاره؛ سلبریتی · شهرت · معروفیت · نام · ناموری · نیکنامی
  • (در مراسم مذهبی) برگزار کننده · (در مورد جشن و بزرگداشت و غیره) شرکت کننده · بزمگر · پیشنماز
  • (رسما مراسمی را) برگزار کردن · (عامیانه) مهمانی و خوشگذرانی کردن · بزرگداشت کردن · بزرگداشتن · بزم گرفتن · جشن گرفتن · سور برپا کردن · شادمانی کردن
  • جشن گیرنده
  • سر زبان ها · مشهور · معروف · نام آور · نامدار · نامور
  • (فرانسه) محاکمه یا دعوی یا ماجرای مشهور
  • جشن ها
  • خود ستودن
اضافه کردن

ترجمه های "celebration" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه