ترجمه "censer" به فارسی
اسفند سوز, بخور دادن, بخور سوز بهترین ترجمه های "censer" به فارسی هستند.
censer
noun
دستور زبان
An ornamental container for burning incense, especially during religious ceremonies. [..]
-
اسفند سوز
-
بخور دادن
-
بخور سوز
he knelt before the altar, swinging the censer slowly to and fro.
در برابر محراب زانو زد و بخور سوز را آهسته به جلو و عقب حرکت داد.
-
ترجمه های کمتر
- ظرفی که در آن گیاهان یا ادویه ی معطر را دود می کنند
- مجمر (thurible هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " censer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "censer"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن