ترجمه "censor" به فارسی

سانسور کردن, سانسور, سانسورچی بهترین ترجمه های "censor" به فارسی هستند.

censor verb noun دستور زبان

(history) A Roman magistrate, originally a census administrator, by Classical times a high judge of public behavior and morality [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سانسور کردن

    verb

    To read publications or correspondence or to watch performances and suppress in whole or in part anything considered obscene or unacceptable.

    in how it was censoring YouTube in its internal network.

    چون پاکستان در نحوه سانسور کردن YouTube در شبکه داخلی کشورش دچار اشتباه شده بود

  • سانسور

    noun

    Of course he'd start by knocking the censor on the head.

    مسلماً از کوبیدن بر فرق سانسور شروع خواهد کرد.

  • سانسورچی

  • ترجمه های کمتر

    • (روان شناسی) بخشی از ضمیر ناخودآگاه که بیان را مهار می کند
    • (روم باستان) یکی از دو کلانتر که مامور سرشماری و ناظر اخلاقیات و حفظ نزاکت عمومی بودند
    • (زمان جنگ - کسی که نشریات و نامه ها را می خواند تا مبادااطلاعاتی که برای دشمن سودمند خواهد بود در آن باشد) بیان بندی
    • بازرس رفتار و گفتار و نوشتار (به ویژه از نظر سیاسی یا اخلاقی)
    • بیان بند کردن
    • بیان مهار
    • بیان مهار کردن
    • سانسور کننده
    • مامور سانسور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " censor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "censor" با ترجمه به فارسی

  • بازرس تئاتر
  • داده سانسورشده · سانسور · سانسور عقاید
  • (فیلم و کتاب و غیره) از پیش سانسور کردن
  • داده سانسورشده · سانسور · سانسور عقاید
اضافه کردن

ترجمه های "censor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه