ترجمه "censoring" به فارسی

داده سانسورشده, سانسور, سانسور عقاید بهترین ترجمه های "censoring" به فارسی هستند.

censoring noun verb دستور زبان

Present participle of censor. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • داده سانسورشده

  • سانسور

    noun

    Of course he'd start by knocking the censor on the head.

    مسلماً از کوبیدن بر فرق سانسور شروع خواهد کرد.

  • سانسور عقاید

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " censoring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "censoring" با ترجمه به فارسی

  • بازرس تئاتر
  • (روان شناسی) بخشی از ضمیر ناخودآگاه که بیان را مهار می کند · (روم باستان) یکی از دو کلانتر که مامور سرشماری و ناظر اخلاقیات و حفظ نزاکت عمومی بودند · (زمان جنگ - کسی که نشریات و نامه ها را می خواند تا مبادااطلاعاتی که برای دشمن سودمند خواهد بود در آن باشد) بیان بندی · بازرس رفتار و گفتار و نوشتار (به ویژه از نظر سیاسی یا اخلاقی) · بیان بند کردن · بیان مهار · بیان مهار کردن · سانسور · سانسور کردن · سانسور کننده · سانسورچی · مامور سانسور
  • (فیلم و کتاب و غیره) از پیش سانسور کردن
  • (روان شناسی) بخشی از ضمیر ناخودآگاه که بیان را مهار می کند · (روم باستان) یکی از دو کلانتر که مامور سرشماری و ناظر اخلاقیات و حفظ نزاکت عمومی بودند · (زمان جنگ - کسی که نشریات و نامه ها را می خواند تا مبادااطلاعاتی که برای دشمن سودمند خواهد بود در آن باشد) بیان بندی · بازرس رفتار و گفتار و نوشتار (به ویژه از نظر سیاسی یا اخلاقی) · بیان بند کردن · بیان مهار · بیان مهار کردن · سانسور · سانسور کردن · سانسور کننده · سانسورچی · مامور سانسور
اضافه کردن

ترجمه های "censoring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه