ترجمه "chaff" به فارسی
پوشال, کاه, سبوس بهترین ترجمه های "chaff" به فارسی هستند.
chaff
verb
noun
دستور زبان
The inedible parts of a grain-producing plant. [..]
-
پوشال
noun -
کاه
nounthe first, to sow land with chaff
طرح اول او این بود که به جای بذر کاه در زمین بیفشانند
-
سبوس
noun
-
ترجمه های کمتر
- خاشاک
- خاشه
- زوائد
- پخل
- نخاله
- کلش
- خس
- پوست
- (به طور دوستانه) دست انداختن
- تراشه ی فلز که برای گمراه کردن رادار دشمن به کار می رود
- دست انداختن
- سر به سر گذاشتن
- شوخی و مسخرگی
- مسخره کردن
- هر چیز بی ارزش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chaff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chaff"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن