ترجمه "charred" به فارسی
زغال مانند, سوخته بهترین ترجمه های "charred" به فارسی هستند.
charred
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of char. [..]
-
زغال مانند
-
سوخته
adjectiveBhima poured the oil, Dushasana cleaned the charred wick.
بهی ما در چراغ روغن ریخت، دوشاسانا فتیلة سوخته را عوض کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " charred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "charred" با ترجمه به فارسی
-
زغال استخوان
-
(انگلیس - خودمانی) رجوع شود به charwoman · (انگلیس - عامیانه) کلفتی کردن · (انگلیس - قدیمی) چای · (جانور شناسی) ماهی آزاد شکم سرخ (جنس Salvelinus) · رجوع شود به chare · زغال · زغال چوب · زغال کردن · سوزاندن و تبدیل به زغال کردن · مستخدمه · نیمسوز کردن یا شدن · هرچیز نیمسوز شده · پیشخدمتی کردن · کلفت
-
(جانورشناسی) ماهی قزل آلای شمال کانادا و آلاسکا (Salvelinus alpinus) · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
-
قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · ماهیان آزاد شکمسرخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن