ترجمه "chaser" به فارسی
شکارچی, صیاد, شکاری بهترین ترجمه های "chaser" به فارسی هستند.
chaser
noun
دستور زبان
A person or thing (ship, plane, car, etc.) who chases. [from 14th c.] [..]
-
شکارچی
nounThe family depended on him to carry out his job description as a lunch chaser and protector and nothing else.
دوام خانواده وابسته به توانایی مرد در انجام وظیفهاش به عنوان شکارچی بود.
-
صیاد
noun -
شکاری
-
ترجمه های کمتر
- پیگیر
- (در کشتی های قدیم) توپ جلو کشتی (bow chaser) یا توپ عقب کشتی (stern chaser)
- ابزار برای رزوه کردن پیچ
- تعقیب کننده
- دنبال رو
- دنبال کننده
- مشروب ملایم و ضعیفی که پس از مشروب قویتر می نوشند
- کسی که فلز را منقوش یا کنده کاری می کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chaser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "chaser" با ترجمه به فارسی
-
ساطور
-
ساطور
-
(کشتی جنگی) توپ پاشنه · آتشبار عقب کشتی
-
(امریکا - عامیانه - وکیلی که برای جلب مشتری مجروحان حوادث رانندگی را تشویق به اقامه ی دعوی می کند) وکیل طماع
-
ناوچه ی ضد زیردریایی
-
خیال پرداز، خوش خیال، کسی که پی آرزوهای محال رود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن