ترجمه "chasm" به فارسی
شکاف, ورطه, مغاک بهترین ترجمه های "chasm" به فارسی هستند.
chasm
noun
دستور زبان
A deep, steep-sided rift, gap or fissure; a gorge or abyss [..]
-
شکاف
nounFrodo gave a cry, and there he was, fallen upon his knees at the chasm's edge.
فرودو فریادی کشید، و اینک آنجا بود، و روی لبهی شکاف به زانو افتاده بـود.
-
ورطه
That chasm was life itself, the bridge that artificial life in which Alexey Alexandrovitch had lived.
این ورطه زندگی واقعی بود و پل همان حیات ساختگی که کارهنین زیسته بود.
-
مغاک
-
ترجمه های کمتر
- ژرفنا
- گدار
- وقفه
- (مجازی) دوگانگی ژرف
- دره ی تنگ
- شکاف ژرف (در سطح زمین یا یخ)
- فرق بسیار
- ورطه گاه
- پرتگاه عظیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chasm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chasm"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن