ترجمه "chaste" به فارسی

عفیف, پاکدامن, نجیب بهترین ترجمه های "chaste" به فارسی هستند.

chaste adjective دستور زبان

Abstaining from sexual intercourse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عفیف

    adjective

    She is almost morbidly chaste

    شاید حتی به حد بیماری عفیف است

  • پاکدامن

    adjective

    Think about the young woman who must remain chaste before marriage.

    مثلاً زن جوانی که باید تا قبل از ازدواج پاکدامن بماند.

  • نجیب

  • ترجمه های کمتر

    • مجرد
    • محجوب
    • پارسا
    • وارسته
    • مهذب
    • پرهیزکار
    • (از نظر جنسی) خوددار
    • (از نظر سبک نویسندگی یا هنری) ساده و معتدل
    • آراسته
    • با عصمت
    • حساب شده و پرمهار
    • عاری از تزیینات زیاد
    • میانه رو
    • پاک نهاد
    • پاکیزه خوی
    • کسی که به خاطر ملاحظات مذهبی از مقاربت جنسی پرهیز می کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chaste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "chaste"

عباراتی شبیه به "chaste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "chaste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه