ترجمه "chastity" به فارسی

عفت, پاکدامنی, نجابت بهترین ترجمه های "chastity" به فارسی هستند.

chastity noun دستور زبان

The state of abstaining from sexual intercourse before or outside of marriage; avoidance of sexual sins; the quality of being chaste; moral purity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عفت

    sexual conduct of a person that is deemed praiseworthy and virtuous

    Is my daughter's chastity not enough to prove his innocence?

    عفت دخترم کافي نيست تا بيگناهي اونو ثابت کنه ؟

  • پاکدامنی

    noun

    Especially when it came to the chastity of a wife. Or a daughter.

    به خصوص وقتی پای پاکدامنی زن در بین باشد. یا دختر.

  • نجابت

    noun

    I fully accept her chastity with me, because that's for her to decide.

    اما من کاملاً نجابت او را در مقابل خود میپذیرم زیرا این ارادة اوست.

  • ترجمه های کمتر

    • تجرد
    • پاکی
    • عصمت
    • پارسایی
    • پاكدامني
    • پرهیزگاری
    • پرهیزکاری
    • امتناع از ازدواج
    • عفت وعصمت
    • پرهیز از مقاربت جنسی (به خاطر ملاحظات مذهبی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " chastity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Chastity proper

(rare) A female given name from the virtue chastity. [..]

+ اضافه کردن

"Chastity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Chastity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "chastity" با ترجمه به فارسی

  • کمربند نجابت (بنابر روایات : کمربند فلزی یا چرمی که شوهران قرون وسطی هنگام دوری طولانی از همسر به دور کمر او می بستند تاجلوی مقاربت احتمالی او با دیگری را بگیرد) · کمربند پاکدامنی
اضافه کردن

ترجمه های "chastity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه