ترجمه "cheapness" به فارسی
ارزانی, ارزان, کم بهایی بهترین ترجمه های "cheapness" به فارسی هستند.
cheapness
noun
دستور زبان
The state of being cheap [..]
-
ارزانی
nounHis breakfast varied in cost from two to four sous, according as eggs were dear or cheap.
بهای صبحانهاش به نسبت گرانی و ارزانی تخم مرغ از دو تا چهار سو میشد.
-
ارزان
nounIt amazed us to hear that things were so cheap.
از اینکه می شنیدیم کالاها چقدر ارزان هستند، تعجب کردیم.
-
کم بهایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cheapness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cheapness" با ترجمه به فارسی
-
پول ارزان-پول با بهره اندک
-
بسیار ارزان · کم ارزش · کم بها
-
(ارز) باتخفیف · (اقتصاد - در مورد پول) با بهره ی نازل · (عامیانه) خسیس · (مهجور) معامله ی پرصرفه · آسان یاب · ارزان · ارزان- پست · بد · بزخریدن · بنجل · تحقیرپذیر · توخالی · خفت آور · خوار کننده · درخشانی · زرق وبرقی · سطحی · سهل الوصول · فرومایه · مبتذل · مشهور · مفت · ممسک · مهمل · ناخن خشک · نازل · نامرغوب · وازده · کم ارزش · کم بها · کم بهره · کم خرج · کم خرج کن · کم هزینه · کم پول · کنس
-
نیروی کار ارزان
-
بنجل فروش · دستفروش کالای وازده و ارزان · دوره گرد · نامرغوب · وازده · پست (cheap-john هم می گویند)
-
کارگر ارزان-کارگر ساده
-
نیروی کار ارزان قیمت
-
(خودمانی) حمله یا کنایه ی ناجوانمردانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن