ترجمه "cheat" به فارسی
گول زدن, فریب, شیاد بهترین ترجمه های "cheat" به فارسی هستند.
cheat
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To violate rules in order to gain advantage from a situation. [..]
-
گول زدن
verbThey cheated us both because it was necessary.
اونا جفت ما رو گول زدن چون لازم بود.
-
فریب
nounScreams within the crack from scores of cheated demons.
جیغهایی درون شکاف از دستههای شیاطین فریب خورده را میشنوم.
-
شیاد
nounas they are all impostors, cheats, and schemers.
زیرا اعراب مغربی همه دروغ گو و شیاد و متقلبند،
-
ترجمه های کمتر
- اغفال کردن
- تقلب کردن
- فریب دادن
- مغبون کردن
- گوش بریدن
- تقلب
- متقلب
- کلاهبرداری
- جرزن
- شید
- قال گذاشتن، غال گذاشتن، به فریب ترک کردن و تنها گذاشتن، کسی را سر کار گذاشتن
- نادرستی
- دغل
- نادرست
- شطرنج
- آورندیدن
- دغلکار
- کنوریدن
- گراشیدن
- گریسیدن
- گوشبری
- کلاهبردار
- (خودمانی - با on) خیانت کردن به همسر یا معشوقه
- (در مسابقه یا امتحان و غیره) تقلب کردن
- (مال کسی را) خوردن
- (گیاه شناسی) رجوع شود به chess
- آدم متقلب
- آورند
- جر زدن
- خر کردن
- دغلکاری کردن
- شید آوردن
- نادرستی کردن
- نیرنگ زدن
- کلاهبرداری کردن
- گوش بر
- گوش بری کردن
- گول زن
- گول زنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cheat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن