ترجمه "cheesecloth" به فارسی
(در اصل) پارچه ی درشت باف که در آن پنیر می ریختند (یا سفت می کردند), پارچه ی پنبه ای درشت باف, کتان شل باف بهترین ترجمه های "cheesecloth" به فارسی هستند.
cheesecloth
noun
دستور زبان
A loosely woven cotton gauze. Originally used to wrap cheese but now used for many tasks including in cooking used to strain liquids or make sachets and by farmers to shade crops and keep birds off. [..]
-
(در اصل) پارچه ی درشت باف که در آن پنیر می ریختند (یا سفت می کردند)
-
پارچه ی پنبه ای درشت باف
-
کتان شل باف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cheesecloth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cheesecloth"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن