ترجمه "cheesy" به فارسی
پنیری, بنجل, هکف بهترین ترجمه های "cheesy" به فارسی هستند.
cheesy
adjective
دستور زبان
of or relating to cheese [..]
-
پنیری
There aren't enough cheesy noodles in the universe to fix all that, I'm afraid.
اونقدر ماکارونی پنیری توی جهان وجود نداره که اون کارها رو جبران کنه
-
بنجل
-
هکف
-
ترجمه های کمتر
- پنیرسان
- لوس
- (امریکا - خودمانی) بد
- از نوع پست
- پنیر مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cheesy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن