ترجمه "cheeseparing" به فارسی

بخیل, خسیس, زفت بهترین ترجمه های "cheeseparing" به فارسی هستند.

cheeseparing adjective noun verb دستور زبان

niggardly, stingy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخیل

  • خسیس

    adjective noun
  • زفت

  • ترجمه های کمتر

    • فرومایه
    • ممسک
    • (مثل پوست پنیر هلندی) بی ارزش
    • کم خرج کن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cheeseparing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "cheeseparing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه