ترجمه "circuitous" به فارسی
ناراست, پیچاپیچ, کژ بهترین ترجمه های "circuitous" به فارسی هستند.
circuitous
adjective
دستور زبان
Not direct or to the point. [..]
-
ناراست
-
پیچاپیچ
-
کژ
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- دارای شیله پیله
- دور و دراز
- پر پیچ و خم
- کج راهه
- گمراه کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circuitous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circuitous" با ترجمه به فارسی
-
(برق) مدار باز
-
مدار کنترل
-
طراحی مدار
-
(الکترونیک) مدار شمارگر · مدار شمارند
-
تفریحگاه تابستانی در کوه های کتزکیل (ایالت نیویورک)
-
(حقوق) دادگاه پژوهشی · دادگاه استیناف
-
(تلویزیون) مداربسته · تلویزیون مداربسته
-
مدار غیب یاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن