ترجمه "circuity" به فارسی
ناراستی, کژی, نادرستی بهترین ترجمه های "circuity" به فارسی هستند.
circuity
noun
دستور زبان
A circuitous plan; a roundabout way of doing something [..]
-
ناراستی
-
کژی
-
نادرستی
-
ترجمه های کمتر
- شیله پیله
- پر پیچ و خمی
- کج راهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circuity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن