ترجمه "circumspection" به فارسی
احتیاط, ملاحظه, حزم بهترین ترجمه های "circumspection" به فارسی هستند.
circumspection
noun
دستور زبان
Attention to all the facts and circumstances of a case; caution; watchfulness; vigilance. [..]
-
احتیاط
nounyou bid adieu to circumspect life and only exist in a delirious throb.
با زندگی احتیاط آمیز بدرود میگویید و تنها با ضربان هذیان آمیزی زندهاید.
-
ملاحظه
nounand henceforward be more circumspect with your praise and abuse;
و از این ببعد در تعریفها یا تکذیبهایی که میکنی بیشتر ملاحظه کن،
-
حزم
noun
-
ترجمه های کمتر
- احتیاط درپیرامون کاری
- ملاحظه پیرامون کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " circumspection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "circumspection" با ترجمه به فارسی
-
بااحتیاط · ملاحظه کار
-
با احتیاط · با تدبیر · با مبالات · دوراندیش · محتاط · مدبر · ملاحظه کار · پس و پیش نگر · پیرانگر
-
با احتیاط · با تدبیر · با مبالات · دوراندیش · محتاط · مدبر · ملاحظه کار · پس و پیش نگر · پیرانگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن