ترجمه "circumspect" به فارسی

محتاط, پیرانگر, دوراندیش بهترین ترجمه های "circumspect" به فارسی هستند.

circumspect adjective دستور زبان

Carefully aware of all circumstances; considerate of all that is pertinent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • محتاط

    adjective

    I agree we have to be circumspect, which is exactly why I'd like some time.

    موافقم كه ما بايد در اين مورد محتاط باشيم كه دقيقاً علت اينه كه من ترجيح مي دم عجله نكنيم

  • پیرانگر

  • دوراندیش

  • ترجمه های کمتر

    • مدبر
    • با احتیاط
    • با تدبیر
    • با مبالات
    • ملاحظه کار
    • پس و پیش نگر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circumspect " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "circumspect" با ترجمه به فارسی

  • بااحتیاط · ملاحظه کار
  • احتیاط · احتیاط درپیرامون کاری · حزم · ملاحظه · ملاحظه پیرامون کار
  • احتیاط · احتیاط درپیرامون کاری · حزم · ملاحظه · ملاحظه پیرامون کار
اضافه کردن

ترجمه های "circumspect" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه