ترجمه "circumscribe" به فارسی

(دور تا دور) فراگرفتن, در دایره محاط کردن, دور چیزی خط کشیدن بهترین ترجمه های "circumscribe" به فارسی هستند.

circumscribe verb دستور زبان

To draw a line around; to encircle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (دور تا دور) فراگرفتن

  • در دایره محاط کردن

  • دور چیزی خط کشیدن

  • ترجمه های کمتر

    • محدود کردن
    • محیطکردن (به ویژه در هندسه)
    • مرزبندی کردن
    • نوشتن در دور
    • پیرا کردن
    • پیرامون کشی کردن
    • پیرانگاری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " circumscribe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "circumscribe"

عباراتی شبیه به "circumscribe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "circumscribe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه