ترجمه "clabber" به فارسی
دلمه بستن و ترش شدن, دلمه شدن, شیری که عمدا می گذارند قدری ترش ودلمه شود (bonny clabber می گویند) بهترین ترجمه های "clabber" به فارسی هستند.
clabber
verb
noun
دستور زبان
sour or curdled milk [..]
-
دلمه بستن و ترش شدن
-
دلمه شدن
verb -
شیری که عمدا می گذارند قدری ترش ودلمه شود (bonny clabber می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clabber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن