ترجمه "clamshell" به فارسی

گازگیر, قلاب, (جراثقال و ماشین خاکبرداری) چنگک بهترین ترجمه های "clamshell" به فارسی هستند.

clamshell adjective noun دستور زبان

The shell of a clam. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گازگیر

  • قلاب

    noun
  • (جراثقال و ماشین خاکبرداری) چنگک

  • ترجمه های کمتر

    • کاسه ی صدف
    • کفه ی صدف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clamshell " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "clamshell" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه