ترجمه "clandestine" به فارسی

مخفی, پنهانی, پنهان بهترین ترجمه های "clandestine" به فارسی هستند.

clandestine adjective دستور زبان

Done or kept in secret, sometimes to conceal an illicit or improper purpose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخفی

    adjective

    closely associated with African affairs on behalf of a certain French governmental but clandestine service.

    که از طرف دولت فرانسه شرکت نزدیکی در امور افریقائی داشت، ولی عضو سرویس مخفی آنجا بود.

  • پنهانی

    Kept or done in secret, often in order to conceal an illicit or improper purpose.

    And to think he was making a clandestine appointment with her.

    از اینکه داشت چنین قرار پنهانی با دخترک میگذاشت شادی عمیقی در دل حس میکرد.

  • پنهان

    adjective

    robeta saw no way of meeting him except in this very clandestine way

    ربرتا جز پنهان کاری راهی برای دیدار با کلاید نمیدید، آنهم در فرصتهائی دیدار با کلاید نمیدید،

  • ترجمه های کمتر

    • سری
    • خفیه
    • (معمولا در مورد امور غیر قانونی) مخفی
    • زیر جلی
    • نهفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clandestine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "clandestine" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "clandestine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه