ترجمه "clarifying" به فارسی
تصفیهسازی, زلالسازي بهترین ترجمه های "clarifying" به فارسی هستند.
clarifying
adjective
verb
Present participle of clarify. [..]
-
تصفیهسازی
-
زلالسازي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clarifying " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clarifying" با ترجمه به فارسی
-
تصفیه شده · صاف کرده · ناب · پالوده
-
واضح کننده
-
(به ویژه در مورد آبگونه ها) صاف کردن · (مطلبی را) روشن کردن · توضیح دادن · روشن کردن · روشنگری کردن · زلال کردن یا شدن · شفاف کردن · شفافسازی کردن · صافی کردن · واضح کردن · پالاییدن · پالودن
-
روغن کره
-
روغن کره
-
(به ویژه در مورد آبگونه ها) صاف کردن · (مطلبی را) روشن کردن · توضیح دادن · روشن کردن · روشنگری کردن · زلال کردن یا شدن · شفاف کردن · شفافسازی کردن · صافی کردن · واضح کردن · پالاییدن · پالودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن