ترجمه "cleaning" به فارسی
پاکیزگی, لاروبی, پرداخت بهترین ترجمه های "cleaning" به فارسی هستند.
cleaning
noun
verb
دستور زبان
Present participle of clean. [..]
-
پاکیزگی
Her kitchen was a miracle of clean brightness.
آشپزخانه مادرش معجزهئی از پاکیزگی و درخشندگی بود.
-
لاروبی
As for cleaning out, that function was entrusted to the pouring rains which encumbered rather than swept away.
اما برای لاروبی، این کار به رگبارهای تند واگذار میشد که بجای تنظیف، بر آکندگیش میافزودند.
-
پرداخت
Hundreds of volunteers cleaned the mud-soaked houses.
صدها داوطلب به نظافت خانههایی پرداختند که در گل و لای فرو رفته بودند.
-
ترجمه های کمتر
- لایروبی
- پاكيزهسازي غلات
- پاک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cleaning " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cleaning" با ترجمه به فارسی
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
خانه تکانی کردن
-
خانه تکانی بهاره
-
(وزنه برداری) یک ضرب
-
آراسته · آسان فهم · تمیز و خوشپوش · خوش ریخت · خوش ساخت · دارای لبه های صاف و واضح · روشن و آشکار · منبسط · واضح
-
مفهوم مآزاد بدون محدودیت
-
بارنامه سراسری
-
تجهیزات پاکیزهسازی · شستشوكنندهها · پاككنندهها · پاككنندههاي با خلا صنعتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن