ترجمه "cleanly" به فارسی
نظیف, اهل نظافت, به طور پاک و تمیز (رجوع شود به clean) بهترین ترجمه های "cleanly" به فارسی هستند.
cleanly
adjective
adverb
دستور زبان
being habitually clean, practising good hygiene [..]
-
نظیف
and before it was twelve o'clock all their things were arranged cleanly and tidily in her rooms
و پیش از نیمه شب همه چیز به سامان، پاکیزه و نظیف شد،
-
اهل نظافت
-
به طور پاک و تمیز (رجوع شود به clean)
-
ترجمه های کمتر
- نظافت دوست
- همیشه تمیز
- کسی که خود و محیط خود را تمیز نگه می دارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cleanly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cleanly" با ترجمه به فارسی
-
نظافت · پاکیزگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن