ترجمه "clear" به فارسی

روشن, واضح, روشن کردن بهترین ترجمه های "clear" به فارسی هستند.

clear adjective verb noun adverb دستور زبان

Free of ambiguity or doubt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روشن

    noun

    The law should be clear.

    قانون باید روشن باشد.

  • واضح

    adjective

    I am of clear instruction to meet him as he enters the city.

    بطور واضح به من گفته شده از ايشان در وروديه شهر استقبال کنم.

  • روشن کردن

    verb

    Yes, but they also made it quite clear.

    آره ، اما کاملا موضوع رو برامون روشن کردن.

  • ترجمه های کمتر

    • صاف
    • شفاف
    • هویدا
    • نمایان
    • واضح کردن
    • آشکار
    • کاملا
    • باز
    • معلوم
    • صریح
    • کامل
    • درست
    • قاطع
    • آرام
    • خالص
    • بارز
    • پیدا
    • آسوده
    • رفتن
    • فصیح
    • مبری
    • منور
    • راوک
    • فریس
    • نامبهم
    • آشكار
    • زدودن
    • مبرهن
    • ناب
    • متین
    • مک
    • (بانکداری) وصول کردن یا شدن
    • (بدون تماس یا برخورد) رد شدن
    • (خیال) راحت
    • (در مورد آسمان) صاف
    • (دید را) روشن یا خوب کردن
    • آشکار کردن یا شدن
    • اجازه دادن
    • انجام وظیفه کردن
    • باز کردن یا شدن
    • برائت کردن
    • به طور خالص کسب کردن یا سود بردن
    • به طور روشن و آشکار
    • به وضوح
    • بی گناه شناخته شدن
    • تبرئه شدن
    • تبرئه کردن
    • تخلیه کردن
    • تقاص پس دادن
    • توضیح دادن
    • حل کردن
    • خالی کردن (بار و غیره)
    • دخل کردن
    • درآمد داشتن
    • درخشان ساختن
    • درخشان شدن
    • رفع ابهام کردن
    • رفع کردن
    • روشن کردن یا شدن
    • زلال شدن یا کردن
    • شفاف کردن یا شدن
    • عاری از غبار
    • متبلور کردن
    • ناپدید شدن
    • پاک کردن
    • پایا پای کردن
    • پریدن از روی
    • چراغانی کردن
    • گرفتگی (مجرا و غیره) را برطرف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Clear noun دستور زبان

(Scientology) An idea state of beingness free of unwanted influences. [..]

+ اضافه کردن

"Clear" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Clear در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "clear"

عباراتی شبیه به "clear" با ترجمه به فارسی

  • حساب پایاپای- حساب تصفیه
  • دستور اخراج
  • شفاف · ناپیدا · نورانی · واضح
  • بینا · تیزهوش · روشن بین · زیرک
  • (بخشی که همه ی درختان آن) سر تا سر بریده شده · (درختستان و جنگل) همه درختان را بریدن · بی شک و شبهه · دارای برون نمای (outline) واضح و متناسب · روشن · روشن و صریح · قطع سرتاسری کردن · قطعی · پاک بر کردن · پاکبر (clearcut هم می نویسند)
  • اتاق پایاپای · شرکت تسویه وجوه
  • ترخیص کالا
  • موافقتنامه بازرگانی
اضافه کردن

ترجمه های "clear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه