ترجمه "cleanup" به فارسی
پاکسازی, زدایش, لایروبی بهترین ترجمه های "cleanup" به فارسی هستند.
cleanup
noun
adverb
دستور زبان
the act of cleaning something [..]
-
پاکسازی
to do a big cleanup operation on Mt. Everest.
که عملیات پاکسازی بزرگی در کوه اورست داشته باشند.
-
زدایش
-
لایروبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- قتل
- درآمد
- (امریکا - خودمانی) سود
- از بین بردن جنایت و تبهکاری و فساد و غیره
- عمل نظافت کردن
- پاکیزه سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cleanup " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن