ترجمه "cleanness" به فارسی
پاکی, پاکیزگی, نظافت بهترین ترجمه های "cleanness" به فارسی هستند.
cleanness
noun
دستور زبان
Moral purity; innocence. [..]
-
پاکی
Um, our agents have to have clean records.
مأمورین ما باید پیشینه ی پاکی داشته باشند
-
پاکیزگی
Her kitchen was a miracle of clean brightness.
آشپزخانه مادرش معجزهئی از پاکیزگی و درخشندگی بود.
-
نظافت
nounMr. Jacob found her when he was cleaning this morning.
آقاي جاکوب وقتي داشت نظافت مي کرد اون رو پيداش کرد.
-
ترجمه های کمتر
- تمیزی
- خالص بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cleanness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cleanness"
عباراتی شبیه به "cleanness" با ترجمه به فارسی
-
زغال · مستخدمه · کلفت
-
خانه تکانی کردن
-
(وزنه برداری) یک ضرب
-
آراسته · آسان فهم · تمیز و خوشپوش · خوش ریخت · خوش ساخت · دارای لبه های صاف و واضح · روشن و آشکار · منبسط · واضح
-
مفهوم مآزاد بدون محدودیت
-
بارنامه سراسری
-
تجهیزات پاکیزهسازی · شستشوكنندهها · پاككنندهها · پاككنندههاي با خلا صنعتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن