ترجمه "clearheaded" به فارسی
عاقل, با تدبیر, با ذکاوت بهترین ترجمه های "clearheaded" به فارسی هستند.
clearheaded
adjective
دستور زبان
Having the ability to think clearly and act appropriately [..]
-
عاقل
-
با تدبیر
-
با ذکاوت
adjective
-
ترجمه های کمتر
- حواس جمع
- خوش فکر
- روشن بین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clearheaded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن