ترجمه "cleared" به فارسی
ترخیص شده, زدوده بهترین ترجمه های "cleared" به فارسی هستند.
cleared
adjective
verb
Simple past tense and past participle of clear. [..]
-
ترخیص شده
-
زدوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cleared " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cleared" با ترجمه به فارسی
-
دستور اخراج
-
(بخشی که همه ی درختان آن) سر تا سر بریده شده · (درختستان و جنگل) همه درختان را بریدن · بی شک و شبهه · دارای برون نمای (outline) واضح و متناسب · روشن و صریح · قطعی · پاک بر کردن · پاکبر (clearcut هم می نویسند)
-
ترخیص کالا
-
موافقتنامه بازرگانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن