ترجمه "climb" به فارسی
صعود, پایه, برآویختن بهترین ترجمه های "climb" به فارسی هستند.
climb
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To ascend; rise; to go up. [..]
-
صعود
But he climbed up and did what he had to do.
با این همه صعود میکرد و به کار خود میپرداخت.
-
پایه
noun -
برآویختن
-
ترجمه های کمتر
- فرازیدن
- (با دست و پا) پایین رفتن
- (لباس های سنگین یا دست و پا گیر) درآوردن یا پوشیدن
- (گیاه شناسی) پیچیدن و بالا رفتن از چیزی
- بالا رفتن از
- بالا روی
- به زیر رفتن
- صعود کردن
- کوه پیمایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " climb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "climb"
عباراتی شبیه به "climb" با ترجمه به فارسی
-
گیاهان رونده دیواری
-
سنگنوردی
-
دیواره سنگنوردی
-
قلاب · چنگک
-
ویره (گیاه)
-
رشدگرایش بالاروندگی
-
ربات کابل نورد
-
گورامی بالارو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن