ترجمه "climber" به فارسی
پیچک, بالارو, فرازگرای بهترین ترجمه های "climber" به فارسی هستند.
climber
verb
noun
دستور زبان
A person who climbs. [..]
-
پیچک
nounShe had fiercely torn off a handful of the climber from the pillar,
زیتا که با عصبانیت مشتی از پیچک روی ستون را کنده بود،
-
بالارو
-
فرازگرای
-
ترجمه های کمتر
- چنگک
- قلاب
- پیچ
- (عامیانه) جاه طلب
- (گیاه شناسی) بر آویزگر
- بالا رونده
- جاه طلب
- دار دوست
- فراز جوی
- کوه نورد
- کوه پیما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " climber " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "climber"
عباراتی شبیه به "climber" با ترجمه به فارسی
-
(گیاهی که به کمک ریشه ها از چیزی بالا می رود) ریشه پیچ
-
کوه پیما
-
جاه طلب · فرصت طلب · کسی که برای رسیدن به مقام خود را به جاه مندان می بندد
-
بالاروندهها · بالاروندهها (گیاه) · تاكهاي بالارونده
-
بالاروندههای زینتی
-
جاه طلب · فرصت طلب · کسی که برای رسیدن به مقام خود را به جاه مندان می بندد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن