ترجمه "climbing" به فارسی

کوهنوردی, صعود, صعود ورزشی بهترین ترجمه های "climbing" به فارسی هستند.

climbing adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) The sport of climbing, ascending a wall or a rock or another object using available holds, generally with the safety of a rope and belayer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهنوردی

    Now four years ago, I injured my foot in a climbing accident

    چهار سال پیش، کف پای من در اثر یک حادثه کوهنوردی زخمی شد

  • صعود

    But he climbed up and did what he had to do.

    با این همه صعود میکرد و به کار خود میپرداخت.

  • صعود ورزشی

    activity to ascend a steep object

  • ترجمه های کمتر

    • عروج
    • پایه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " climbing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "climbing"

عباراتی شبیه به "climbing" با ترجمه به فارسی

  • گیاهان رونده دیواری
  • سنگنوردی
  • دیواره سنگنوردی
  • قلاب · چنگک
  • (با دست و پا) پایین رفتن · (لباس های سنگین یا دست و پا گیر) درآوردن یا پوشیدن · (گیاه شناسی) پیچیدن و بالا رفتن از چیزی · بالا رفتن از · بالا روی · برآویختن · به زیر رفتن · صعود · صعود کردن · فرازیدن · پایه · کوه پیمایی
  • ویره (گیاه)
  • رشدگرایش بالاروندگی
  • ربات کابل نورد
اضافه کردن

ترجمه های "climbing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه