ترجمه "clinch" به فارسی

گیره, پرچکاری, (امریکا - خودمانی) در آغوش گرفتن بهترین ترجمه های "clinch" به فارسی هستند.

clinch verb noun دستور زبان

To make certain; to finalize. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گیره

    noun
  • پرچکاری

  • (امریکا - خودمانی) در آغوش گرفتن

  • ترجمه های کمتر

    • (با پرچکاری) محکم به هم وصل کردن
    • (بحث یا مرافعه یا معامله و غیره) خواباندن
    • (به طور قاطع) پیروز شدن
    • (به طور قطع) حل کردن
    • (به نحو اکمل) انجام دادن
    • (سر میخ کوبیده را) کج کردن (برای محکم سازی)
    • (مشت بازی) دو دست را دور دستان یا بدن حریف حلقه کردن (به طوری که نتواند درست مشت بزند)
    • (میخ و پیچ و غیره) پرچ کردن
    • آغوش گیری
    • بخش پرچ شده ی میخ یا پیچ
    • محکم به هم میخ (یا پیچ) کردن
    • پرچ کردن
    • گره کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clinch " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "clinch" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه