ترجمه "clinic" به فارسی
درمانگاه, کلینیک, بیمارستان بهترین ترجمه های "clinic" به فارسی هستند.
A series of workouts used to build wrestling skills of practitioners regardless of team affiliation. [..]
-
درمانگاه
nounmedical facility [..]
Every city should have a clinic where someone can go to.
تمامي شهر ها بايد يه درمانگاه داشته باشن جايي كه مردم به اونجا برن.
-
کلینیک
medical facility
It was nothing but selfishness that had made me bring him to the clinic.
این فقط خودخواهی من بود که باعث شد او را به کلینیک بیاورم.
-
بیمارستان
nounA place where people who are ill or injured are treated and taken care of by doctors and nurses.
Sophie Mol inspected the smelly mayhem with clinical detachment.
سوفی مال زخمیهای متعفن را مانند رفتاری که در بیمارستان میکنند مورد بررسی قرار داد.
-
ترجمه های کمتر
- اندرزگاه
- زودآموز
- پندگاه
- (دانشکده های پزشکی و بیمارستان ها) درمانگاه رایگان (یا کم هزینه)
- آموزش فشرده در زمینه ی بخصوص
- آموزش پزشکی از راه رسیدگی به بیماران در حضور دانشجویان
- درمان آموزی عملی
- هر سازمانی که آموزش یا راهنمایی یا چاره جویی ارائه بدهد
- کلاس درمان آموزی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clinic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "clinic"
عباراتی شبیه به "clinic" با ترجمه به فارسی
-
کارآزمایی بالینی
-
مهندسی پزشکی بالینی
-
)یکشزپ( كردم
-
بیوشیمی بالینی
-
آزمايشگري باليني · کارآزماییهای بالینی
-
تب سنج · درجه (برای سنجش حرارت بدن) · دماسنج طبی
-
درمانگاه نارسایی های گفتاری · کلینیک گفتار درمانی
-
روانشناسی بالینی