ترجمه "cling" به فارسی
چسبیدن, (از راه در برگرفتن یا چسبیدن یا حلقه زدن) نگهداشتن, (در مورد عقیده و غیره) رها نکردن بهترین ترجمه های "cling" به فارسی هستند.
cling
verb
noun
دستور زبان
Fruit (especially peach) whose flesh adheres strongly to the pit. [..]
-
چسبیدن
verbHis shoulders hunched and his cheeks sagged like they were too tired to cling to the bone beneath.
شانههایش افتاده بود و گونههایش چنان تکیده بود که گویی از چسبیدن به اسـخوانهای زیرش خسته بود.
-
(از راه در برگرفتن یا چسبیدن یا حلقه زدن) نگهداشتن
-
(در مورد عقیده و غیره) رها نکردن
-
ترجمه های کمتر
- دلبستگی داشتن
- رجوع شود به clingstone
- متمسک شدن
- مجاور ماندن
- وفادار بودن
- پیروی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cling" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) زنی که بیش از حد درمانده و متکی به مرد خویش است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن