ترجمه "clothes" به فارسی

لباس, پوشاک, رخت بهترین ترجمه های "clothes" به فارسی هستند.

clothes verb noun دستور زبان

Items of clothing; apparel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لباس

    noun

    apparel

    My clothes get wet so I took off them.

    لباس هایم خیس شده بودند برای همین آنها را از تن بیرون کردم.

  • پوشاک

    noun

    apparel

    Your fast offering will do more than help feed and clothe bodies.

    پیشکش های روزۀ شما بیشتر از خوراک و پوشاک دادن مردم انجام خواهد داد.

  • رخت

    noun

    Because it was raining, he went to the yard to collect the clothes from the clotheslines.

    چون باران می بارید، برای جمع کردن رخت های روی بند به حیاط رفت.

  • ترجمه های کمتر

    • تن پوش
    • جامه
    • جامه لباس
    • رجوع شود به bedclothes
    • ملبوس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " clothes " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "clothes"

عباراتی شبیه به "clothes" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "clothes" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه