ترجمه "clothe" به فارسی
لباس پوشاندن, پوشاندن, پوشیدن بهترین ترجمه های "clothe" به فارسی هستند.
clothe
verb
دستور زبان
(transitive) To adorn or cover with clothing; to dress; to supply clothes or clothing. [..]
-
لباس پوشاندن
adorn with clothing
-
پوشاندن
verbwhich he had done, whatever it was, he had done for the sake of clothing and nourishing seven little children.
که کاری که کرده هرچه بوده برای پوشاندن و غذا دادن هفت بچه کوچک بوده است.
-
پوشیدن
verbBut I can't help you with them clothes.
امـا نمي تــونم تـوی لبـاس پوشیدن ـت کمـکي بـکنم.
-
ترجمه های کمتر
- (جامه) تن کردن
- (لباس) پوشیدن
- ملبس کردن
- پنهان کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clothe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clothe" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
اتو
-
کیسه حمام
-
پوشش محافظ
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
(برای قنداق کردن کودک) پارچه ی قنداق · محدودیت (swaddling bands هم می گویند) · کهنه
-
جا لباسی (دیرک بازوداری که لباس و کلاه به آن می آویزند) · چوب لباسی
-
بید لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن