ترجمه "cloth" به فارسی
پارچه, پارچه، قماش, قماش بهترین ترجمه های "cloth" به فارسی هستند.
cloth
noun
دستور زبان
(uncountable) A woven fabric such as used in dressing, decorating, cleaning or other practical use. [..]
-
پارچه
nounwoven fabric [..]
It smelled of new cloth and a shop.
پرچم بوی پارچه تازه و مغازه را میداد.
-
پارچه، قماش
nouna piece of cloth
-
قماش
noun
-
ترجمه های کمتر
- منسوج
- محصول
- (در ترکیب) ساخته شده از پارچه
- پارچه ای
- پارچه بافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cloth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cloth"
عباراتی شبیه به "cloth" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
اتو
-
کیسه حمام
-
پوشش محافظ
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
(برای قنداق کردن کودک) پارچه ی قنداق · محدودیت (swaddling bands هم می گویند) · کهنه
-
جا لباسی (دیرک بازوداری که لباس و کلاه به آن می آویزند) · چوب لباسی
-
بید لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن