ترجمه "clothed" به فارسی
مزین ترجمه "clothed" به فارسی است.
clothed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of clothe. [..]
-
مزین
adjectiveDignified in his fine clothes, with their fine accessories
با آن که در لباس فاخر مزین به زینتآلاتِ زیبا موقر مینمود،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clothed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "clothed" با ترجمه به فارسی
-
خیاطخانه زنانه
-
اتو
-
کیسه حمام
-
پوشش محافظ
-
encopresis = گاهی اوقات بی اختیاری مدفوع یا کثیف شدن مدفوع نامیده می شود ، عبارت است از عبور مکرر مدفوع (معمولاً غیر ارادی) به لباس
-
(برای قنداق کردن کودک) پارچه ی قنداق · محدودیت (swaddling bands هم می گویند) · کهنه
-
جا لباسی (دیرک بازوداری که لباس و کلاه به آن می آویزند) · چوب لباسی
-
بید لباس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن