ترجمه "cloudiness" به فارسی

ابرناكي, ابرها, افسردگی بهترین ترجمه های "cloudiness" به فارسی هستند.

cloudiness noun دستور زبان

The state of being cloudy (e.g. weather). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابرناكي

  • ابرها

    Now that he could do so he felt utterly lost in the cloudy world.

    امّا اینک همه، هنر را بود و احساس میکرد که در جهان ابرها سردرگم است.

  • افسردگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تیرگی
    • تاریکی
    • پوشش ابر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cloudiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cloudiness" با ترجمه به فارسی

  • (آبگونه) گل آلود · (در مورد سنگ مرمر و چوب و غیره) دارای نقش ابر مانند · ابر مانند · ابری · اندیشناک · تیره · رگه دار · لای دار · مبهم · محزون · نامشخص · کدر · گرفته
  • (آبگونه) گل آلود · (در مورد سنگ مرمر و چوب و غیره) دارای نقش ابر مانند · ابر مانند · ابری · اندیشناک · تیره · رگه دار · لای دار · مبهم · محزون · نامشخص · کدر · گرفته
  • (آبگونه) گل آلود · (در مورد سنگ مرمر و چوب و غیره) دارای نقش ابر مانند · ابر مانند · ابری · اندیشناک · تیره · رگه دار · لای دار · مبهم · محزون · نامشخص · کدر · گرفته
اضافه کردن

ترجمه های "cloudiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه