ترجمه "cloudless" به فارسی
روشن, بی ابر, صاف بهترین ترجمه های "cloudless" به فارسی هستند.
cloudless
adjective
دستور زبان
(weather) Without any clouds. [..]
-
روشن
adjectiveIt was a cloudless, northern, summer night.
آن شب یکی از شبهای روشن ماه تابستانی پترزبورگ بود.
-
بی ابر
adjectiveLying on his back, he gazed up now into the high, cloudless sky.
له وین اکنون تا قباز دراز کشیده بود و به اوج آسمان بی ابر دیده دوخته بود.
-
صاف
adjective adverbThe sky was bright and cloudless overhead
آسمان صاف بود و ابری برفراز سرما دیده نمیشد
-
آفتابی
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cloudless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن