ترجمه "clout" به فارسی
زدن, پینه, منگنه بهترین ترجمه های "clout" به فارسی هستند.
clout
verb
noun
دستور زبان
Influence or effectiveness, especially political. [..]
-
زدن
verb -
پینه
-
منگنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- ضربت
- (با چوگان) محکم زدن
- (به طور بد و نمایان) وصله کردن
- (بیشتر محلی) وصله
- (عامیانه) ضربه با چوگان
- (عامیانه) نفوذ (سیاسی و اجتماعی)
- ضربه (با دست)
- پارچه کهنه
- کهنه (برای پاک کردن)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن